آنکه من میگویم رویاست...
آنکه من دوستش داشتم و دارم
زلال است و از اهالی عشق
مهربان و آشنا و دلسوز
در نگاهش غمی جانسوز
در صدایش زندگی نور روشنایی
آنکه من خواهان اویم
گاهگاهی با همه ی غمهایش
لبخند به لب داشت .
آنکه من میگویم
به من میگفت :که مرا دوست میداشت !
بیخبر از حال هم گشتیم
خنده از لبهای هم بر داشتیم
آنکه من میگویم کجاست
به خیالم او نیست...
همه ی حرفهایم در رویاست...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۸۹ ساعت 1:3 توسط soheyla
|